close
تبلیغات در اینترنت
دنياي من دنياي ديروز نيست.......

جستجوگر پیشرفته






آخرین ارسال های انجمن



دنياي من دنياي ديروز نيست. نه إز باغ خبري هست. نه إز حياط برفي و صداي كلاغها. إز خيابان زندگي درست نه ماه ميشود٬ كه نه پايين رفته ام و نه بالا امده ام. تابستاني كه گذشت سيبهاي درخت را نچيدم. چمنهاي باغ كوتاه نشد و ازگرماي ورانداى خانه بي بهره ماندم.

دنياي من شكلش عوض شد. خيابانهايش را ديگرنمي شناختم و مردم به زبان دیگري حرف ميزدند.

خطهاي تلفن پلهاي ارتباط من بودند و در صفحه كامپيوترم يا نزدیكترينهايم ديدار مي كردم . خانه براي من جاي نبود كه در آن زندگي مي كردم شهري بود كه در پشت سر جا گذاشته بودم . شروع كرده ام به چيدن آجرها و بناي دنيايي را ذهنم طراحي كردهام كه تعداد پلهايش بيشتر از هر چيز ديگري باشدً.



امتیاز :

دنياي من دنياي ديروز نيست....... نوشته شده در جمعه 12 خرداد 1391 ساعت 4:04
توسط : sia

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی





پشتیبانی
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : Tem98.Com
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به webmastr می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .